مرتضى راوندى
711
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بدين شدايد سفر عادت كردهاند . از ملل خارجه هركس را گذر بدان راهها افتد ، هرآينه بر سختى جان ايرانيان و غفلت دولت و بزرگان مملكت تعجب خواهند نمود . چنان كه معلوم است امروز در كرهء زمين همهجا راههاى آهن ساخته و پرداخته ، زنگبار و حبش و سودان و وحشيان آفريك از منافع آن بهره مىبرند ، تنها ايرانيان بدبخت از اين نعمت محروم ماندهاند . » « 1 » او چارهء اين كار را مىانديشد و توصيه مىكند كار ايجاد راهآهن را به كمپانيهاى بىغرض واگذار كنند و مردم را از مشقت برهانند . ابراهيمبيك در پيدايش يك اقتصاد سالم ، متوجه امور كشاورزى نيز هست و مملكتى را آباد مىداند كه مردمش به اصول فنى كشاورزى آشنا باشند ، وسايل جديد را در راه بهبود آن به كار بندند و اصول قديمى و كهن كشاورزى را به كنار بگذارند و خود را مجهز به وسايل نوين كنند . در استان آذربايجان و شهر مراغه كه به نظر او « شهر حاصلخيزى » است ، چنين مىنويسد : « اطراف اين مملكت ، از چهار جانب تا دو سه فرسنگ مسافت ، باغ است ؛ انواع انگور و ميوههاى سردرختى دارد ؛ همهساله مبالغ گزاف خشكبار از آنجا به خارج مىرود . تجارت عمدهء مملكت منحصر بر آن است ، ولى افسوس كه اهالى تاكنون در پرورش باغات و گرفتن محصول و تزييد حاصلات قديمى راه ترقى نپيمودهاند ؛ بهر نحو كه از نياكان خودشان ديدهاند همان است . از فن زراعت و حراثت به كلى بيخبرند . در اين اواخر چند نفر از ارامنهء بومى و روس بدينمعنى ، يعنى به غفلت اهالى اين ملك ، پىبرده هركدام با اندك سرمايه بدانجا آمدند و در ظرف اندك مدتى ، از معاملات خشكبار ، صاحب كرور شدهاند و صاحبان املاك مملكت مزدورشان . » « 2 » در درياچهء اروميه جزيرهاى است كوچك كه در آن جزيره عمارتى ساخته شده است . به نظر ابراهيمبيك ، ممكن است در آن جزيره معدنى وجود داشته باشد . همين موضوع فكر او را به طرف وجود معادن در ايران مىكشاند و از عدم توجه عموم به كار استخراج معادن شكايت مىكند : « دور نيست كه در آن جزيره بعض معادن هم پيدا شود ، اما يقين است كه تاكنون هيچكس بدان خيال نيفتاده و در پى جستجوى آنچنان چيزى برنيامده است . حكومت ايران ابدا به امثال اين كارها ، كه سبب احياى ملك و ملت است ، اعتنا ندارد . كيست كه اوقات عزيز خود را به اميد يافتن معدن صرف كاوش زمين كند . جنگل مازندران را كه در عالم نظيرش كمتر يافت مىشود در مقابل اندك وجهى به دست غولان خارجه سپردهاند كه به تيشهء بيداد زيروزبر كنند . احدى نيست كه در پى استخلاص آن گنج خداداد برآيد ؛ تا چه رسد به معادن كه در دل زمين نهفته است . » « 3 » در تبريز ، يعنى « حاكمنشينى » آذربايجان ، ابراهيمبيك بمناسبت آنكه آن شهر در آن زمان اهميت خاص بازرگانى داشته بيشتر توقف مىكند ، و در اين توقف طولانى ، فرصت مباحثهء بيشتر دارد و در آنجاست كه عمدهء مطالب و نظرهاى خود را اظهار مىدارد . دوستى راهنماى اوست . با آن دوست ، به ديدن بازارها و كاروانسراها مىرود و با اوست كه به مذاكره مىپردازد
--> ( 1 ) . همان . ص 139 . ( 2 ) . همان . ص 147 . ( 3 ) . همان . ص 155 .